سایت ظهور فرج

سایت ظهور فرج

مرجع بزرگ رسانه های مهدوی و مذهبی

سخنرانی استاد مهدی دانشمند غریبگی امام زمان (عج)

اندازه فونت :
2020/03/07

سخنرانی استاد مهدی دانشمند غریبگی امام زمان (عج)

هم اکنون سخنرانی تصویری استاد مهدی دانشمند غریبگی امام زمان (عج)  + پخش آنلاین

Lecture by Professor Mehdi Daneshmand Gharibi Imam Zaman in Video + Online Play Now

سخنرانی استاد مهدی دانشمند غریبگی امام زمان (عج) با کیفیت های مختلف

 

دانلود ویدو با کیفیت ۱۴۴p

دانلود ویدو با کیفیت ۲۴۰p

دانلود ویدو با کیفیت ۳۶۰p

دانلود ویدو با کیفیت ۴۸۰p

دانلود ویدو با کیفیت ۷۲۰p

یک حدیث مهدوی
قال علی (علیه السلام) «تختلف ثلاث رایات: رایه بالمغرب و رایه بالجزیره و رایه بالشام تدوم الفتنه بینهم سنه » -ثم ذکر خروج السفیانی و ما یفعله من الظلم والجور ثم ذکر خروج المهدی و مبایعه الناس له بین الرکن و المقام، و قال: «یسیر بالجیوش حتی یسیر بوادی القری فی هدوء و رفق و یلحقه هناک ابن عمه الحسنی فی اثنی عشر الف فارس، فیقول له: یا ابن عم انا احق بهذا الجیش منک انا ابن الحسن و انا المهدی. فیقول له المهدی بل ان المهدی فیقول له الحسنی: هل لک من آیه فابایعک؟ فیومی المهدی الی الطیر فیسقط علی یدیه و یغرس قضیبا فی بقعه من الارض فیخضر و یورق. فیقول له الحسنی: یا ابن عمی هی لک ». حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: سه پرچم به مخالفت با یکدیگر برافراشته شود پرچمی در «مغرب » و پرچمی در «عربستان » و پرچمی در «شام » فتنه و جنگ بین آنها یک سال طول می کشد» سپس از قیام سفیانی و ظلم و ستمی که بر مردم روا می دارد یاد کرد و پس از آن از ظهور و قیام حضرت مهدی (علیه السلام) و بیعت کردن مردم با او در بین رکن و مقام یاد نمود- و فرمود «لشکریان خویش را حرکت می دهد تا در کمال آرامش به «وادی القری » می رسند در آنجا پسر عمویش(۲) «سید حسنی » همراه با دوازده هزار سوار به او می رسد و می گوید ای پسر عمو من به فرماندهی این لشکر سزاوارتر از تو هستم زیرا من فرزند امام حسن هستم و مهدی من هستم حضرت مهدی به او می فرماید بلکه من «مهدی » هستم. حسنی می گوید آیا تو را نشانه و معجزه ای هست تا با تو بیعت کنم؟ پس حضرت مهدی (علیه السلام) به پرنده ای اشاره می نماید و پرنده در دستهایش قرار می گیرد و نی خشکی را می گیرد و در زمین می کارد، بلافاصله – سبز می شود و برگ می دهد آن زمان «سید حسنی » به او عرض می کند این پسر عموی من این مقام سزاوار توست.» شیخ حبیب الله گلپایگانی از شاگردهای بسیار قوی مرحوم آخوند خراسانی بوده است ایشان را جا و فضای قشنگی دارد وقتی اعمال م را مثلا” نماز و روزه ام را عرضه کنم بهم گفتند : این نماز و روزه چیه آوردید !! شاگردهایی که تربیت کرد همه را رد کرد می گوید : من سرم را پائین گرفتم و توسل گرفتم به امام رضا گفتم : من دیگر چیزی ندارم هرچه آوردم اینان اشکال گرفتند . گفت : چگونه سر زخجالت بر آورم بر دوست که خدمتی به سزا برنیامد از دستم . همه چیز را کنار زدید گفت : نه یک چیزی در خانه من دارید گفت : دیگر چه ندارم هر چه داشتم آوردم گفت : یادت می آید در نجف برات مهمان آمده بود ؟ گفتم بله گفت : شما هیچ دربسات نداشتید نه میوه ای ، نه گوشت ، نه مرغ و برنجی ، پیش خودت گلایه کردی الان چه وقت مهمان آمدن بود ؟ یا امیرالمومنین من که ندارم در نجف صاحب خانه شماید من آمدم درس بخوانم تا نوکری شما را بکنم من هیچی ندارم خجالت بکشم سبد را گرفتی بیرون رفتی باری به هرجهت . گفت : حالا ما می رویم دیگر با خداست اینکه چیزی گیرمان بیاید یا نیاید حرکت کردید داشتید می رفتید و گلایه کردید به گنبد امیرالمومنین نگاه می کردید و می گفتید : آقا جان خودت یک کاری انجام بده مهمان اینجاست و من نمی توانم فقط یک آب خالی به آنها بدهم . همان جا پای شما به یک سنگی محکم خورد و پای شما خون آمد نشستید و سبد را و عبا را کنار انداختی و نشستی پای خود را بانداژ می کردی و دوباره به گنبد امیرالمومنین نگاه کردی و گفتی : آقا جان فدا شما شوم الحمد الله به من چه مربوطه مهمان شما هستند . همان جا که از سر صدق سوز و اخلاص گفتید الحمد الله . همان الحمد الله نزد ما خیلی قیمت دارد . چیزهایی از ما می خرند که ما کوچک ترین توجهی به آنها نداریم .

 

سوال خود را مطرح کنید :